« بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصرٍ و معين . اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه و الفائزين بلقائه الشريف».
موجب خرسندي و افتخار است که در اين محفل شکوهمند و آگاه براي ارج گذاري به مسيري که با همکاري و همدلي و همفکري بخش اعظمي از مديران اين سرزمين تاريخي آغاز شده است اجتماع پيدا کرديم و با اين ارج گزاري از مسيري که آمديم تاکيد مي کنيم که اين راه درست را بايد با جديت بيشتر با همت بيشتر با هزينه بيشتري ادامه بدهيم.
من فقط تشکر بکنم از دوستان عزيزمون در بخش خصوصي که در واقع بانيان اصلي اين نشست بودهاند و از همه همکارانم در سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري، جناب آقاي دکتر ملک زاده و مديران و همکارانشان سپاسگزارم به خاطر مشارکت و همدلي در اين نشست حضور همه مديران عزيز، مسئولان محترم و گرانقدر از نمايندگان محترم مجلس ساير مديران عزيز ملي و استاني همه پيشکسوتان عرصه گردشگري و دست اندرکاران اين صنعت مهم و بزرگ در اين جلسه. از دوستان عزيزم در وزارت محترم امور خارجه، وزارت محترم اطلاعات و ساير دستگاهها صميمانه سپاسگزارم و از برادر ارجمندم جناب آقاي متکي وزير محترم امور خارجه هم سپاسگزاري مي کنم و اما از حضور سفراي محترم رو که دوستان بسيار خوب ما هستند و ما نشستها و جلسات فراواني داشتيم و داريم و نمايندگان نهادهاي سازمانهاي مختلف بين المللي که در تهران حلقه وصل ايران و جامعه ايراني به جامعه بين الملل هستند سپاسگزاري مي کنيم و از حضورشان تشکر مي کنيم، از صميميت در نشست هايي که برقرار است. هر موقع که دعوتي بوده است پذيرا بوده اند و با حضور مؤثرشون پيام دوستي ايران و ايرانيان رو جدي گرفتند ارج گذار بودند و حمايت کردند.
مايلم قبل از هر چيز تشکر بکنم از همه کساني که حتي پيش از انقلاب در عرصه توسعه صنعت گردشگري کشور تلاش کرده اند خيلي از اونها الان در قيد حيات نيستند همه کساني که براي اعتلاي کشور تلاش کرده اند اجر و مزدشون در پيشگاه خداوند محفوظ است هر کسي که عشق ايران در دلش باشد اين در نزد خداوند مأجور است .
چون سرزمين ايران از ديرباز تاريخ سرزمين خدا بوده است . در اين سرزمين هميشه نام خدا به پاکي و نيکي و به عظمت ياد شده. سرزمين ايران سرزميني است که مردان و زنان هميشه موحد بوده اند و خدا را به وحدانيت ياد کرده اند و رسم بندگي را در اين سرزمين به جاي آورده اند .
من فرصت ندارم مقايسه بکنم ملت ايران را با برخي از ملت ها و تاريخ ها. ما به دنبال اين هستيم که به هم نزديکتر بشويم. نزديکتر بشويم بنابراين در مقام فخر فروشي نيستيم، زيرا که آينده بشر آينده جمعي انسان هاست و حالا عرض مي کنم که چرا گردشگري در اين سرزمين و در دولت نهم در ادامه تلاش هاي گذشتگان، جايگاه برتري پيدا کرده است . مردم ايران مردم بزرگي بوده اند. فرمانروايان در ايران افتخار مي کردند که از سوي خدا مرام راهبري جامعه رو بر اساس اصول انساني پي ريزي کرده اند. بله! در تاريخ ما بوده اند کساني که ظلم کرده اند در مقام حکومتي، براي اينکه صلاحيت حکومت نداشتند، نالايق بودند ، ناشايست بودند و اتفاقاً همين دوره ها هم دوره هاي فرود جامعه و ملت ايران است و ما از اين جهت کم خسارت نديديم؛ اما بوده اند فرمانروايان و حکمراناني که ظرفيت ملت ايران را شناختند، به آسمان توجه داشتند، زمين را و واقعيت هاي زيباي زمين را دريافتند و از عنصر ايراني استفاده کرده اند و به همين دليل هم دوره هاي افتخارآميز جامعه ايراني و تاريخي را بنيان گذاشته اند. پيش از اسلام، بعد از اسلام، که من قصد ورود ندارم. بارها اين را گفته ام هزار بار ديگر هم فرصت پيدا بکنم ، اين ها را مي گويم ، حالا چه آن هايي که قبل از انقلاب تلاش کرده اند و چه آن هايي که بعد از انقلاب تلاش کرده اند اما بايد ارج بگذاريم هر پيروزي را که امروز به دست بيايد، هر نصرتي که به دست بيايد، هر پيشرفتي که محقق بشود، محصول جمع شدن اين ظرفيت هاست که در طول دوره هاي مختلف پديد آمده.
من از مديراني که در عرصه صنعت گردشگري در گذشته و بعد از انقلاب مديريت کردند و امروز ما را شرمنده کردند از همه شون صميمانه سپاسگذار هستم و از جناب آقاي عبد خدايي که با صداقت و صراحت به مسايل اشاره کردند من ارج مي گذارم از همه شون ... از جناب آقاي عبدخدايي ، جناب آقاي کردان ، جناب آقاي معزالدين ، جناب آقاي عسگري ، جناب آقاي طاهري ، جناب آقاي مرعشي ... ديگر نمي دونم کسي از قلم افتاده يا نه، ولي به هر حال من از همه شون سپاسگذارم – جناب آقاي معزالدين- صميمانه سپاسگذارم و کاري هم که انجام دادند مسؤوليت ما را سنگين تر کردند .... خيلي... سنگين کردند براي اينکه ما خيلي بيش تر کار کنيم . اين هم همان طور که دوستان ما هم مي دانند مثل يک دوي امدادي است ديگر. در هر دوره اي يک کسي کار را به دست مي گيرد و مسؤوليت را تداوم مي دهد . آنچه که در اين دوره ما شاهد اون هستيم که از اون به پيشرفت ها و به رشد تعبير مي شود و موجبات افتخار براي جامعه ايراني هست ، عملاً محصول پايمردي ها و ايستادگي هاي ماست.
من پريروز در يک روستاي هدف گردشگري و در ارتفاعات کوهستان در يک منطقه اي در شمال کشور براي تعدادي از شهداي آن روستا سخنراني داشتم. گفتم امروز که ما داريم ارج مي گذاريم به مقام شامخ اين شهيدان، دوره روياها به سر رسيده، امروز ما ثمره پايمردي را داريم مي بينيم، امروز ثمرات مقاومت و پايداري را داريم حس مي کنيم و ان شاءا... هر روز که مي گذره شاهد شکوفايي بيش تر خواهيم بود در جهت ارتقاي جايگاه ايران.
گردشگري اگر در دولت نهم مورد توجه بسيار جدي تري قرار گرفته و شخص رياست محترم جمهوري شخصاً در مسأله گردشگري نظر دارند و عنايت دارند و تأکيد دارند و از همون اولين جلسه معارفه بنده، خودشون اومدند توي سازمان، يکي دو تا حوزه را ايشون براي معارفه حضور پيدا کردند و در آنجا تأکيد کردند که ما بايد درهاي کشور را باز بکنيم تا از همه دنيا به ايران بيايند و ايران را ببينند و ايران را بشناسند.
ادعاي راهبري فکري، دادن ايده و آرمان به جهانيان، بدون ارتباط جهاني ميسور نيست. کساني که شجاعت مواجهه با فرهنگ جهاني را ندارند نبايد اسم خود را مسلمان متعهد يا شيعه متعهد بگذارند.کساني که از مواجهه و تماس با فرهنگ هاي ديگر هراسانند در انديشه و دين و آيينشان تجديد نظر کنند. اين جسارت است به اين مکتب که خداوند ديني را فرستاده است کاملتر از همه اديان و ما به عنوان پيروان، از مواجهه با انديشه هاي جهاني در هراس باشيم. اين اهانت است. اين نگاهي که امروز جمهوري اسلامي ايران دارد، نگاه جهاني است.
اما نکته ديگري هم هست که من بايد عرض بکنم. اين نگاه جهاني، نگاه توسعه سرزميني و نگاه توسعه ديني و آيين و مذهب خاصي در دنيا نيست. من قبلاً گفتم و يک جوّي هم شد ولي الآن با جسارت بيشتري مي گويم: دوره اي که کسي بخواهد ديني را بر دنيا حاکم کند و نگاه خاص مذهبي را بر دنيا حاکم کند گذشته است. دنياي امروز گوشهايش بيشتر از هميشه تاريخ باز است و باز است و تيز است براي اينکه زيباترين پيام ها را بشنود.
امروز هم چنان که وزير محترم امور خارجه تأکيد کردند منطق انساني ، الهي، عشق آفرين، دامنه ساز و افق پرداز در دنيا خريدار دارد. اين دوره اي نيست که هر کسي بخواهد يک ديني را در دنيا فراگير بکند. اصلاً مکانيزمش کو؟ ما که در خواب زندگي نمي کنيم. اين را به همه پيروان همه اديان مي گويم نه فقط به اسلام و مسيحيت و به يهود . به عاليجناب پاپ هم گفته ام. گفتم اين راه، راه درستي نيست که ما امروز بخواهيم پيروان اسلام را زياد بکنيم يا پيروان مسيحيت را زياد بکنيم و گمان مي بريم که در اين رقابت ما چه چيزي را از خدا مي گيريم؟ کي خدا به ما جايزه مي دهد؟ مگر بين مسيح و پيامبر ما رقابتي وجود دارد که بين دستگاه هاي ديني اسلام و پيروان مسيحيت رقابتي براي سرزمين (توسعه اي) باشد؟ اين خطاست. آينده روشن است. جهان در حال هم افزايي و همايش انسان هاست .اين اجتناب ناپذير است. هيچ کس قادر نيست مانعش بشود. اين سرنوشت مردم بشر است .
بعد از آن که اين انسانها گرد هم آمدند ، تازه خدا هم معنا پيدا مي کند. ظرفيت انساني بايد شکل بگيرد تا ما سخن از خدا بگوييم. انسان که شناخته نشده باشد، که شناخته نشده است کي خدا قابل شناسايي است؟ عظمت خدا وقتي قابل شناسايي است که عظمت انسان شناخته شده باشد . مي خواهيد بدانيد که خدا کيست ؟ چيست ؟ (البته اين عبارتها ، عبارتهاي درستي نيست ولي خوب حالا ...) توي ادبيات ولي ما به کار مي گيريم. بايد بدانيم جهان چيست. مخلوق را نشناسي خالق را چگونه مي شناسي؟ جهان را اگر مي خواهي بشناسي مگر مي شود جز از طريق شناخت انسان جهان را بشناسيم؟ و چطور جهان را مي شناسيم وقتي انسان را نمي شناسيم؟ انسان را هم اگر بخواهيم بشناسيم، بايد همه ابعاد وجود انسان را بشناسيم. بدون شناخت جهان کي مي توانيم انسان را بشناسيم؟ انسان 2000 سال پيش کجا؟ انسان امروز کجا؟ انسان 1000 سال بعد کجا؟ ما هيچ قدرتي براي توصيف 50 سال آينده بشر نداريم. اين سه تا با هم اند: جهان / انسان / خدا... هر منطقي که بتواند در آينده نزديک ادبياتي داشته باشد که اين سه عنصر را با هم ترکيب کند ، تنظيم کند مناسبتشان را، تعريف روشن تري بدهد، از نظر انديشه و مرام و مکتب ، آينده از آن اوست . هيچ ديني نمي تواند آينده را از آن خود بداند مگر آنکه منطقي را ارائه دهد که در سايه آن منطق، جهانيان جايي براي ايستادن داشته باشند، انسان از هر قوم و قبيله و نژاد جايي براي ايستادن داشته باشد.
هر انساني صرف نظر از همه مشخصاتي که مربوط به اوست بايد يکسان ديده بشود. جامعه آينده بشري متعلق به همگان است. هر مشرب فکري، هر مذهب فکري، هر مسلکي ، هر منطقي، هر ديني، هر چه که در دنيا وجود دارد و داراي صبغه فکري است، آرم و نشان فکري دارد و پيام فکري دارد تنها در صورتي که بتواند جامعه جهاني را با هم ببيند و همه انسان ها را محترم بشمارد اين آينده از آن اوست، در اين آينده (چون آينده از آن مردم است) هيچ جامعه اي در آينده برتر از ديگران نيست، هيچ کسي. در آينده کشور معنا ندارد، نژاد معنا ندارد و آينده ، آينده آنهاست.
مثلاً چه طور ممکنه که کشوري مثل ايران که 30 تا استان داريم وقتي از استان اصفهان به استان فارس مي رويم از استان تهران به استان قم مي رويم کسي از ما نمي پرسد کي هستيد ؟ کجايي هستيد؟چرا از اين جا به آن جا مي رويد؟ آينده کشورها مثل استان هاست. اينکه دور نيست. به زودي اتفاق مي افتد. چرا ؟براي اينکه بشر دارد بزرگ مي شود. بشر وقتي بزرگ مي شود قدش بلند مي شود، دور دست ها را در جغرافيا و تاريخ مي بيند. همه دنيا مال همگان است. جهان آينده منطقي مي خواهد که همه انسان ها را ببيند.
اسلام اگر افتخار دارد- که دارد- که دين آخر است و قرار است که همه جهان را راهبري کند اين مشروط به اين است که انديشه هاي انساني و الهي خودش را به دنيا عرضه بکند . امروز در دنيا مدعيان راهبري اسلامي متعدند. يکي از آنها ايران است. همچنان که ما در جوامع اسلامي، ادعاي راهبري فکري را براي بسياري از مدعيان نمي پذيريم چون منطقشان منطق درستي نيست منطقي که خشونت را ترويج مي کند منطقي که زور را ترويج مي کند اين مورد پذيرش نيست. اينها اصحاب شيطانند. کجا اصحاب خدا هستند؟
همانطور که امروز جمهوري اسلامي ايران داعيه ارائه انديشه هاي ناب به جهانيان را دارد بايد خودش را ممهّز بکند. در اين سرزمين هم همه افکار يکجور نيستند. همه افکار پسنديده نيست. بدون واهمه مي گوييم: جهان آينده متعلق به همه انسانها است. هر منطقي که بين انسانها فرق بگذارد محکوم به شکست است. هر منطقي که به خط کشي بين انسان – جمله استراتژيک است- هر منطقي که به خط کشي بين انسانها بينجامد منطقي است که در آينده خريدار ندارد.
نمي شود بزک کرد به مردم فروخت. دوره بزک تمام شده است. آنها که مي گفتند در ابتداي سال 2000 و هزاره سوم ادعاي راهبري بشريت را بر عهده خواهيم داشت، امروز دست فقيرانه شون باز شده است ، هيچ چي توي مشتشان نيست و هيچ هم براي سال هاي آينده ندارند، اين راه را هيچ کس نبايد برود. دولت نهم، شخص رييس جمهور محترم، يک شخصيت فرهنگي بزرگ است، نگاه جهاني دارد، منطق جهاني دارد، مديريت امروز دنيا را نقد مي کند و به چالش مي کشد . ما بايد امروز مديريت دنيا را به نقد بکشانيم، چون مديريت دنيا امروز در پي تضمين حقوق انسان ها در دنيا نيست، جامعه انساني را همدل نمي داند ، تبعيض قايل است . ما اين جور نيستيم.
امروز اگر ما از عظمت ملت ايران مي گوييم بدانيم که اين فخر فروشي به ساير ملت ها نيست . مي گوييم در اين سفره اي که يکسان در اين دنيا پهن شده است ايرانيان بايد سهم بيشتري براي پرکردن سفره ها داشته باشند. اين سهم، حق نيست، تکليف است. تکليف است. وظيفه داريم وگرنه اين که مي شود من آنم که رستم بود پهلوان، که من در چند هزار سال پيش پايه گذار تمدن بشري بوده ام، خب! باش!.
در آمدن اسلام: (ما) يک ملت ايرانيم، دهها ملت عرب داريم. سهم ايرانيان (يک ملت) از دهها ملت عرب در پايه گذاري تمدن و فرهنگ اسلامي بيشتر است. خب! اين هم رستم بود پهلوان، امروز چه داريم؟ امروز چه داريم؟ اگر آن سابقه تاريخي را داريم، امروز بايد سهم بيشتري ايفا کنيم. سهم گيري نيست، سهم دهي است. اين تکليف ايران است.
امروز اگر ما عظمت و افتخار ايران را در دنيا طلب مي کنيم. و در اين جلسه با حضور مهمانان ما هي مرتب از ايران مي گوييم مي خواهيم بگوييم که ايرانيان اين داشته هايي که دارند متعلق به همه دنيا است و بايد نقش آفرين باشند در دنيا، |